آنسوي مغاك بيگذر
درد من از حصار برکه نیست . درد من همزیستی با ماهیانیست که دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است
" اگر شیعیان ما در وفای به پیمان الهی " همدل " بودند ، دیدار ما به تاخیر نمی افتاد ..." صاحب الامر علیه السلام پ ن : ... فدای تنهایی ات ... که جنون ما ، دلیل تنهایی توست ... ... دلم گرفته ... دلم عجیب گرفته است ... وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ... فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ... چقدر این آیه ، خوب شرح این جنون رو هویدا میکنه . بیهوده نیست که روایتست که مداومت بر این آیه در شب نیمه ی شعبان ، راه خروجیست از قبض ها ... هرچه هست از همین جنون نشأت گرفته ... جنون "جدایی"... چیزی که مبدأ آن عدم درک توحیدست ... همین دردانگی هستی... إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا ... ببخش بر ما این جنون را مولای ما ... فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ که گمانمان بر هستی مان اوهامی بیش نیست . همه خوابگردانی شده ایم اسیر ظن و گمان خویش ... بیهوده در خود ... بیچاره در حیات ... بدور افتاده از هستی ... سبحانک یا مولای ... سبحانک ... ظلم کردیم به نفسمان ... به منشئی که از آن آمدیم ... به ... دلم گرفته ...
| Design By : Night |