آنسوي مغاك بيگذر
درد من از حصار برکه نیست . درد من همزیستی با ماهیانیست که دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا ؟ ... تنها ساحتِ "رویا" کافیست تا آدمی بداند که در او استعداد هزاران گونه زندگی دیگر نهفته است ... و هستی برای هر بذری ، بستری دارد برای جوانه زدن . تنها ساحت حیرت انگیز رویا کافیست . مابقی بماند ... مگر نه اینست که بر انسان حیطه ای از روزگارش گذشت که چیزی قابل یادآوری نبود ؟ ما او را از ذرات به هم آمیخته شکلی دادیم تا به عرصه های ابتلا درآید . پس او را شنوا و بینا قرار دادیم ... (انسان-آیه 1 و 2) ... تنها خدا میداند که چقدر معنا بر سرچشمه ی واژگانم میخشکد و میماند ... به معبد بزرگ رفتم . قومی را دیدم در پرستش بتی بزرگ ، ساخته ی ذهن هایی کوچک . و خداوندگارشان در کنج عزلت ، غنوده ، هزار سال گمگشته ی لبیک های دروغین ... به معبد بزرگ رفتم . قومی را دیدم در پرستش خدایی مرده . و خداوندگارِ حاضرشان در غیبت ! ... هنوز عربده های مستانه از حنجره ها برمی خاست ـ پرشور و بی شعور ؛ و هنوز غبار جهل همچون صرصری رخوت افزا ، درمیان کالبدهاشان میپیچید و بر خواب آلودگیشان می افزود ... خواب تر ... و خواب تر ... به معبد بزرگ رفتم . قومی را دیدم در رقص و پایکوبیِ دیوانه واری بر مدار قتلگاه خداوندگارشان ! ... صلیبِ مرگ ، هنوز هم مقدس بود ... به معبد بزرگ رفتم . دست برخاک زده و مقبره ی خداوند را شکافتم . مقبره ، خالی بود و سرد ... زانو زدم . صدای نفس های کسی می آمد که نمرده بود و زنده بود ، و خونش جاری در رگ های حیات ... خداوند زنده بود و بسیار دورتر از هیاهوی این قوم ، در تنهایی بی مثال خویش ، هنوز همچون هزاران سال پیش ، تکیه بر ایمان زده ، خیره در سکوتی مهیب ، به افق مینگریست ... شاید در انتظار طلوعِ یک نگاه ... در آن ازدحام هول انگیز ، غریبانه بگوشه ای پناه برده و سر بر شانه های دیوار ، غربت خاک را میگریستم ... هزار سال میگذشت و زمان هنوز هم ایستاده بود . آدمی ، مست در شرابیست که خود میسازد . و آیا راهی هست به فراسوی این مثلثِ تکرار ؟ غروب سردی بود از پاییز . از معبد بیرون می شدم . چیزی نبودم جز ویرانه ای در خاموشی فرو رفته ... وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ ... أَفَلَا يَعْقِلُونَ ؟! گویم مرا به ناز نظر کیمیـا مکن بگذار خاک پای تو باشم ابوتراب حلالم کنید دوستان . 

| Design By : Night |